محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
208
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
مىگوييم : اگر انسان پيامبر را در موضوعى تصديق كند و در موضوع ديگر تكذيب نمايد او مسلمان نشده و كافر است » « 1 » . به اين ترتيب مىبينيم اين شيخ هركه را خواسته شريك كفر خودش مىكند و هركه را اراده نمايد از اسلام خارج مىكند مثل اينكه خداوند سبحانه و تعالى ايمان و عقيده مردم را بهجاى دل و عقلشان در دست اين مرد قرار داده ! . . . و من نمىدانم نسبت به عقايد و گفتههايى كه مطرح شده چه موضعى داشته باشم ؟ مگر امكان دارد انسانى ، حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را به نبوت و رسالت در همه ابعاد بپذيرد اما برخى تعاليم او را منكر باشد . . . اين حقيقتى است كه مشركين قريش هم به آن توجه داشتند و لذا زمانىكه در صلح حديبيه رسول خدا نوشتند : « اين قرارداد صلحى است كه محمد فرستاده خدا بر آن توافق كرده » « 2 » مشركين گفتند : اگر تو فرستاده خدا باشى سپس ما با تو وارد جنگ شويم ما در حق تو ظلم روا داشتهايم . اين حقيقتى است كه مشركين آن را درك نمودهاند اما محمد بن عبد الوهاب قادربهدركش نيست ؟ . . . چرا ؟
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به رساله « كشف الشبهات » كه به همراه رسائل ديگرى در كتاب « الرسائل العملية التسع : 117 و 118 ، چاپ 1957 م . ( 2 ) . رجوع كنيد به تاريخ طبرى : 4 / 48 و : 6 / 25 ، تذكرة الخواص : 95 ، مروج الذهب : 2 / 404 ، الفتوح ابن اعثم : 2 / 194 ، الأخبار الطوال : 193 ، مروج الذهب : 2 / 33 ، وقعة صفين : 271 و 503 ، تهذيب ابن عساكر : 5 / 132 ، لسان الميزان : 3 / 237 .